
جادویی
6001
این داستان زیبا درباره دختری به نام رهاست که به دلیل ناتمام ماندن تابلوی نقاشی پدربزرگش و فرصتهای از دست رفته، دچار حسرت عمیقی شده است. او با کمک آقا سپهر و یک ساعت جادویی، به لحظات گمشده بازمیگردد تا متوجه شود که عشق و بخشش پدربزرگش فراتر از کمالِ یک اثر هنری است. در نهایت، رها میآموزد که زیبایی زندگی در پذیرش نقصها و قدردانی از لحظهی حال است و دوباره با انگیزهای تازه به نقاشی بازمیگردد. 😊





نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستان اینجا نمایش داده میشوند.