
خیالپردازیجادوییرازآلود
38011
در دلِ درهای مهآلود، دروازهای سنگی و باستانی هزاران سال چشمبهراهِ بازگشت کسی ایستاده بود و پاسبانی کوهپیکر از راز آن محافظت میکرد. اما وقتی سرانجام دروازه گشوده شد، پشت آن نه دشمنی هولناک، بلکه حقیقتی فراموششده از گذشتهی پاسبان انتظارش را میکشید.





نقدها
فضا سازی قصه جالب بود اما به مهم ترین سوال داستان جواب داده نشد اینکه: «دروازه چرا منتظر بود؟🤨🙄»