
عاشقانهجادوییرازآلود
304074
ارتش وسپریا هر روز قدرتمندتر میشود و حالا الموریا را هدف گرفته است. میاکا، کوچکترین فرزند خاندان سلطنتی، ناگهان مجبور میشود برای نجات سرزمینش قدم در راهی ناشناخته بگذارد؛ دختری که تا دیروز حتی تصور ترک خانهاش را هم نمیکرد، حالا باید برای نجات آن بجنگد.





نقدها
یه فنجون قهوه طلبت! ☕
خیلی ممنوننننن^^مرسی که خوندیش🥹🫵🏻
شاهکاررر، واقعا لذت بردم عاشقشم. رعایت علائم نگارشی درست و وجود نداشتن هیچ نوع غلط املایی، داشتن شروع و پایان و بدنه ی عالی و…واقعا همه چیز رعایت شده بود خیلیخیلیخیلی ممنونم. موفق باشی امیدوارم همه بخوننش💕
خیلی ممنوننننن😭💕
خیلییییییییییییییی قشنگههههههههههههه حتما ادامه شوووووو بزار میخونم داستانت خیلی شاهکار شده🔥
مرسی که خوندیش🥹💕
اِیرا تو نویسنده ایییییی من باید تشکر کنم
ادامه بده. پتانسیل اینو داره که یک دنیای جدید و جادویی خلق کنه.
حتمااا. خیلی ممنون که خوندیش🍓✨
قشنگ بود ادامه بده قلمت خوبه ، آفرین 👏 منتظر بخش های بعدی ام.
حتما ادامه میدمممم🎀 ممنون که خوندیش^^🫵🏻
اِیرا خواهش میکنم🤎☕
اِیرا بابت چپتر دو داستان ممنون عالیه 🤎☕
خیلی خوشحالم که خوشتون اومده😭💕
ایرا، قلمت واقعاً فوقالعادهست! 🤍✨ یه حس خاصی توی نوشتههات هست که آدم رو راحت با خودش همراه میکنه. واقعاً از خوندنش لذت بردم و مشتاقم ادامهش رو بخونم. 📖🫶
خیلی ممنون که خوندییییییی🥹💞💞😭💋