
برشی از زندگی
87022
خاکستری رنجور، تنها و غمین که تمام زندگی را به سوی باد دویده و با ترس زنده مانده. نه امیدی دارد و نه دلیلی برای ادامه. تنها هر سو که باد بگوید میرود و میرود. شاید بتواند روزی مزهی سرکشی را بچشد؟

خاکستری رنجور، تنها و غمین که تمام زندگی را به سوی باد دویده و با ترس زنده مانده. نه امیدی دارد و نه دلیلی برای ادامه. تنها هر سو که باد بگوید میرود و میرود. شاید بتواند روزی مزهی سرکشی را بچشد؟