
خیالپردازیعاشقانهرازآلود
4140226
شاهدخت سلینا وان، تنها وارث امپراتوری. پدر مادرش او را دوستش داشتند، اما اون به خوبی معنای دوست داشتن واقعی را نمیداند. زمانی که پدر و مادرش، ملکه و پادشاه سابق در میگذرند، او ملکه میشود. به دلیل سن کمش او را "ملکه جوان" مینامند. او که از این زندگی خسته کننده و بارها تهدید شدند خسته شده یک تصمیم جسورانه میگیرد…
فصلها
(26 فصل)- 1
فصل بیست و پنجم: خاطرات تکه تکه شده
29 تیر 1405 - 2
فصل بیست و چهارم: بهار از راه میرسد
27 تیر 1405 - 3
فصل بیست و سوم: پادشاه یا ملکه
25 تیر 1405 - 4
فصل بیست و دوم: شوالیه یا ملکه
23 تیر 1405 - 5
فصل بیست و یکم: سرنوشتی خطرناک
21 تیر 1405 - 6
فصل بیستم: ملکه دروغین
18 تیر 1405 - 7
فصل نوزدهم: آرام و نجیب
15 تیر 1405 - 8
فصل هجدهم: سرزمینی دیگر
13 تیر 1405 - 9
فصل هفدهم: نقابهای بر چهره
11 تیر 1405 - 10
فصل شانزدهم: مراسم
10 تیر 1405 - 11
فصل پانزدهم: ملکه باز میگردد
07 تیر 1405 - 12
فصل چهاردهم: فرمانروای حقیقی ورانا
05 تیر 1405 - 13
فصل سیزدهم: ظرف شیرینی
03 تیر 1405 - 14
فصل دوازدهم: مشاور و دستیار
01 تیر 1405 - 15
فصل یازدهم: یک آشنای قدیمی
31 خرداد 1405 - 16
فصل دهم: شاهدخت
30 خرداد 1405 - 17
فصل نهم: دردهای پنهان شده
27 خرداد 1405 - 18
فصل هشتم: توهم و بیماری
26 خرداد 1405 - 19
فصل هفتم: تاریکتر از تاریکی
25 خرداد 1405 - 20
فصل ششم: همراه شوالیه
24 خرداد 1405 - 21
فصل پنجم: دریاچه پنهان
23 خرداد 1405 - 22
فصل چهارم: مرزی میان نفرت و عشق
22 خرداد 1405 - 23
فصل سوم: فرمانده و شوالیه
21 خرداد 1405 - 24
فصل دوم: ملکه جوان شوالیه میشود
20 خرداد 1405 - 25
فصل اول: زندگی در کابوس
19 خرداد 1405 - 26
مقدمه
19 خرداد 1405




