
خیالپردازیطنز
57505018
داستانی از مجموعهداستان "دو قاطر". روایت لج و لج بازی های دو دوست... علی الخصوص کامران صداقت:/ که برخلاف فامیلش، از صداقت هیچ بویی نبرده است. دیگر بگذریم از شیطنت هایش و مشکلات مجوز گرفتن به جهت حرکت هایش بقیه اش را میخواهید؟ در داستان موجود است! اما ما در هر حال پیشنهاد میکنیم در هر جا که هستید، شرق، غرب، شمال، جنوب، زیرِ زمین، روی ابر ها، هر کجا از این جهان که هستید، از این موجود عجیب الخلقه دوری کنید که آسیبی دامن گیر شما نشود! اگر هم که دامن ندارید، خلاصه به شلوار شما گیر نکند. گرچه فرید هم دست کمی از او ندارد! دیگر هر چه خود دانید... با تشکر نویسنده اثر 🖋
فصلها
(18 فصل)- 18
شاید باید رقص عمومی بشود! (پایان)
13 شهریور 1405 - 17
جوراب چخوف
10 شهریور 1405 - 16
سالن امتحانات
07 شهریور 1405 - 15
پرواز را بهخاطر بسپار
03 شهریور 1405 - 14
درِ مستراح
30 مرداد 1405 - 13
کلاغ دم سیاه
22 مرداد 1405 - 12
فرید ویک یا فرید شجریان؛ مسئله این است!
05 مرداد 1405 - 11
سلیقه موسیقی
16 تیر 1405 - 10
از دورا اومد یکدونه حوری!
12 خرداد 1405 - 9
صدای در
30 اردیبهشت 1405 - 8
آن افقِ دورِ آشنا
22 اردیبهشت 1405 - 7
اقدس خانم
19 اردیبهشت 1405 - 6
از دورا میاد یه دسته حوری!
16 اردیبهشت 1405 - 5
زیرزمین
15 اردیبهشت 1405 - 4
ترکه چوب
15 اردیبهشت 1405 - 3
دفترچه خاطرات
15 اردیبهشت 1405 - 2
جزوه درسی
15 اردیبهشت 1405 - 1
آدم فروش
15 اردیبهشت 1405





نقدها
من عاشق قلمتم:) منو به خنده میندازه، ترکیباتی که استفاده میکنی و جملاتت نرم و روونن و واقعا به دل میشینن. شخصیت فرید واقعا خوب پردازش شده و رنگ و بوی نوجوونی و اب و تاب ذهن مبهمش رو میشه احساس کرد. روند داستانت هم داره خوب پیش میره و اونقدری جذاب هست که راجب چپتر بعدیت کنجکاو باشم. بی صبرانه منتظر ادامهی داستانممم
خیلی خیلی ممنونم✨️ خوشحالم دوست داشتی! ☕
قلمت رو چقدر دوست دارم😭😭طنزت>>>>>
ممنونم، لطف داری☕
واااای خدایا چه قدر دلم واسه این مدل طنزها تنگ شده بود. این سبک طنز و داستانسرایی مثل محمدعلی جمالزاده بود، که همیشه در بیانی طنز داستانسرایی میکرد و تا آخر مجبورت میکرد که داستان رو بخونی و لذت ببری. وای یه جون به جونام اضافه شد واقعاً عالی بود✨🤌🏻
ممنونم از نظرتون:) واقعا خوشحالم کرد و بهم انرژی داد! ☕
وای کامران داره خودش، دستی دستی خودش رو چال میکنه😂☠️
کامرانه دیگه... چه میشود کرد؟😂 ☕
برید کنار زن کامران اومددددد پدر شوهر جانمممممممم شوهرم کووووووووو 👺👺👺
تو باغچه! ☕
عالیییییی بوددد واییییییییییییی😭😂😂 مشتاق پارت های بعدیی هستممم
خوشحالم دوست داشتید ☕ به زودی انتشار داده خواهد شد 😂
چهقدر چک و چک کاری داشتیم😂 فقط بوسهای آتشبسی که به کامران هدیه کرد😂🤌🏻
گاهی این بوسها نیازه😂 ☕
دوست عزیزم رو ببین چه کرده😭 و من اینجوری بودم که... چرا زودتر نخوندمش؟ خیلی ناز بود و دوست داشتنی!💕💕
خیلی خیلی ممنونم:) لطف داری. ✨️☕
آقااااااااااااااا پدر شوهررررررر🥹😭✨ پارت بدههععععععععه لطفاااااااااااااا کامرانمممم کوووووووو
پارت جدید رو انتشار دادم. ☕
اقاااااا این خو گفتتتتتت اقدسسس🤣 اقدس و فرید منو کامران به به چه شوددد🤣🥹💃🏻
بله بله 😂☕