
برشی از زندگی
70024
ارغوان؛ روایتِ دختریست که پیش از خاموش شدنِ نور، تصمیم میگیرد جهان را عاشقانه به خاطر بسپارد. روایتی از دیدن، از دست دادن، و دوباره ساختن؛ درست جایی که وقتی چشمها کمسو میشوند و صدا، بو، شعر و عشق جای نگاه را میگیرند. ارغوان قصهی رنجی آرام است که به پذیرش میرسد و در دلِ تاریکی، راهی برای دوست داشتنِ زندگی پیدا میکند.





نقدها
جالب بود فکر مکینم پایان تلخی داشته باشه از قلمت خوشم اومد روان هست و قابل درک خیلی خوب توصیف کرده بودی و اون شعر از اقای سایه خیلی خوشم اومد موفق باشی ♥️
ممنون از این که وقت گذاشتید و خوندید:")
حس می کنم پارت آخر می خونیم که ارغوان نوری و می بینه که شبیه نور هایی که قبلاً می دیده نیست و می فهمه که داره از این بعد به بعد دیگه میره تا جهان و طور دیگه ای ببینه😭 جدا از این واقعا قلمت خیلی خوبه سیسی جون 🎀
ممنون از اینکه وقت گذاشتید و خوندید:") و ممنون از این که حس کردید و هم مسیر با ارغوانِ عزیزِ من شدید. دمتون گرم و قلبتون روشن!🤎