
خیالپردازیعاشقانهرواننگر
268053
نبات؟ دختری است سر به هوا. همه میگویند او در خیالاتش سیر میکند. در سرزمینی که بعد از هشت سال جنگ، تازه نفس میکشد، کسی به حرفهای دختری که با رویاهایش زندگی میکند توجه نمیکند. اما حالا که خیالاتش دارند به واقعیت میآیند چه؟ خیالاتی که عطر سیب میدهند.





نقدها
آیا میشه برای قلمت بمیرم بانو؟ خیلی خوب بودددد حتما ادامه بدهههه
ممنونم ازت((((: خیلی خوشحالم که دوست داشتی✨ امیدوارم از بقیه داستان هم لذت ببری🌝
آخییییی...خیلی ناز بود... میشه ادامه بدی؟
ممنونم ازت🥺 حتما✨
زیبا بود ، منتظر ادامه داستان هستم 🤎
ممنونم✨ انشاءالله بقیهی داستان رو به زودی قرار میدم 🌝
فقط میتونم بگم واو
ممنونم ازت🌝
زیباااا
ممنونم ✨