امیدوار بودم این زخم کهنه دیگر هیچوقت سر باز نکند، اما اکنون کسانی که زخم را به وجود آوردند سعی میکنند زخم کهنه را دوباره باز کنند و نمک را روی آن بریزند، خسته نمیشوند؟
خودم را گم کردهام، همهی جاهای ممکن را گشتم اما خود را پیدا نکردم، در میان گشتن دیگران را دیدم که راهشان را گم کرده بودند و به دنبال خودشان میگشتند، به آنها سپردم که اگر مرا یافتند تنهایم نگذارند.