ما میخواهیم در وطن زندگی کنیم نه اینکه فقط برایش غصه بخوریم
گاهی فکر میکنم اگه کتاب ها نبودن، منم اینی که الان هستم نبودم.
آدم وقتی یهنفر رو دوست داره تازه متوجه میشه شنیدن روزمرگیها چقدر میتونه جذاب باشه.
جای خالیِ بعضی نفرات، انگار جای خالیِ خداست.
ما دیگر بچه نیستیم، اکنون والدین مشکلات خود را به ما می گویند و ما مشکلات خود را پنهان میکنیم.
هزار سال طول کشید تا اینو بفهمم و بابتش هزار بار توی جنگ با خودم شکست خوردم اما درنهایت حقیقت اینه که قدرت و جسارت زنانه از پذیرش احساسات میاد عزیزم نه سرکوب کردنشون.
_ بله، میشد پیامبر باشی حیف پیغمبران همه مَردند.
ما چقدر جا زدیم و جا دادیم خودمون رو اصلاً گذاشتیم به مو برسه، پاره بشه، گرهش هم نزدیم، چجوریه باز ردیفیم؟
+من که ازت کمک نخواستم -دوستها که منتظر نمیمونن ازشون کمک بخوای.
حالا خودمونیما شما میگید تنهایی خودتون رو با کتاب، ادبیات، عشق به حیوانات و چیزهایی از این قبیل پر کنید ولی جز آدم چی میتونه دستاشو باز کنه با تموم وجود بغلمون کنه؟