یک دیوانهایی که دست به قلم شد.
گمشدهام میان افکاری که شبانه نقشهی قتلم را میکشند؛ راه نجاتی دارم، جز تخلیهی آنها بر روی کاغذ؟
در جهنم چشمانت میبینم؛ زندگیام را غرق نابودی...