ناامیدید بچه ها؟ بله ناخدا. نمیشنوم صداتونو؛ بلههه ناخداااا.
دیگران میتوانستد وقایع را به مستی و شوخی بگذرانند؛ اما برای من همه چیز بیش از حد جدی بود. من همیشه رنجها و ترسها را بیش از حد حس میکردم و این استعداد نحس، راه را بر هرگونه آسودگی و سبکسری میبست.
امروز یه اصطلاح خیلی جالب از یکی از همکارا شنیدم. قهوهشو نصفه خورده بود، من که رسیدم گفت ببخشید:« از تعارف افتاد.» خیلی قشنگ و کاربردیه
ولی اسکارِ کوتاه ترین و غمناک ترین داستان جهان میرسه به نیما یوشیجکه گفت: "دیدمش گفتم منم نشناخت او..."
یه جایی از کتابِ هنر ظریف بیخیالی نوشته بود: به زندگیِ بدون مشکل امید نداشته باش.چنین چیزی وجود نداره. در عوض دنبال زندگیای باش، که پر از مشکلات خوب باشه 🌱
مگه قوی تر از اونی که داره توی تنهایی با حال بدش میجنگه وُ بقیه فقط ازش یه لبخند میبینن هم داریم؟! هرجا هستی بدون خیلی قدرتمند و قابل افتخاری که جا نزدی🥹💪🏻