دخترک رها در باران
گرمای آغوشش، قلبم را سرد و گردنم را پر از خون کرد.
- شرافت برایت سنگین بود که تاج و تخت را انتخاب کردی؟ - نه، زانو زدن تو، برایم لذتبخش بود.