شاید خواب جایی میان مرگ و زندگی باشد ...
هر شب قبل از خواب دعا میکنم صبح دیگه بیدار نشم ولی حیف دعام مستجاب نمیشه.
کنترل احساسات در برابر تو؟ نا ممکن ترین کار ممکن .
باید کمی روی سیاهی ها سپید بزنیم، تا تاریکی بداند تنها نیست .
در اندوه خویش آرام بنظر میرسید در حالی که قلبش از جنگهای بیپایان خسته بود..
حداقلش اینکه پاییز امسال برای من تو رو داشت میون همه تنهاییام اومدی شدی راه و ادامه مسیرم...
در حسرت اینم که گَهی بپرسی احوال مرا !
کسی را دیدم که با دهانی بسته و با چشمانش غم را فریاد میزد.....
به بودن کسی زندگیتو نباز .....
او در من و من بی او .......