س
سحر کهن
(فرار)
از وقتی بچه بودیم،بزرگترا بهمون میگفتن کسی که این صفتو داشته باشه یک آدم ترسوئه، اما همون بزرگترا تو زندگیشون از خیلی چیزا فرار کردن. شاید هیچوقت بهش اعتراف نکنن .ولی واقعیت تغیری نمیکنه.
فرار کردن خیلی احساس خوبی داره ...
فرار کردن از واقعیت تلخ به فیلم های شیرین.
از مشکلات غیر قابل کنترل به داستان های قابل پیشبینی.
از ملودی گوش خراش ناتوانی به ریتم زیبای موسیقی.
اما این احساس خوب فقط یک سرابه،
بعدش کل دنیا روی سرت خراب میشه.
واقعیتی که انکار کردی به یادت میاد و
تمام مشکلاتی که رها کردی رو دوشت تلنبار می شن.
و چیزی جز سکوت سنگین حقارت نمیشنوی.
چه بخوای چه نخوای ، این زندگی توعه ، دنیای توعه ، اگه ویرانش کنی خودت نابود کردی.
شاید هیچوقت کاملا آباد نشه، ولی زندگی توی دنیای خودت خیلی بهتر از اون توهمات شیرینه ؛ هرچند سخت باشه.
( ما آدما هیچوقت نباید تسلیم شیم.)
هر چقدر سخت باشه.
هرچقد غیر ممکن بنظر بیاد.
مگه انسان برای همین به دنیا نیومده؟.
6پسند0نظر1