عادت داشت نوک ِ خودکار را بين لبهايش بگيرد ؛
يك روز جامدادياش را دزديدم ؤ تمام ِ خودکارهايش را بوسيدم . ميدانم صورت ِ خوشي ندارد ولي عصر خودمانياي بود ، فقط من ُ خودکارها .
وقتي مادرم ازمن پرسيد چرا لب هايم آبي شده ، ميخواستم بگويم براي اينکه او آبئ مينويسد . هميشه آبئ ؛