دیدی همیشه هر انتظاری داری اون اتفاق نمیفته؟ کلا انگار اگه انتظار چیزی رو نداشته باشی اتفاقی میفته که برات دلچسبتره پس نباید توقع داشته باشی همه چی طبق خواستهات پیش بره. مثل این میمونه برای کشتن کسی برنامه ریزی کنی و توقع داشته باشی طبق همون برنامه اون شخص بمیره. ولی این اتفاق نمیفته و ۸۰ درصد مواقع باید برای پلن شماره «۲» آماده باشی -گوست☕️
نگاهی به آینه انداخت، میتوانست سایهی مرگ را که پشت سرش ایستاده ببیند، سایهای به سیاهی شب و هالهای درخشان مانند ستارههایی که آسمان شب را زینت میدهند. گویا رویای بچگیاش به فرجام رسیده است، او یک فرشته را دیده ؛ فرشتهی مرگ. -گوست☕️
«زمان مثل موسیقیاست. تا آخر پخشش میکنم و زمانی که به انتها رسید، دوباره به آغاز برمیگردم. مانند دیسک گرامافونی که بعد از اتمام موسیقی، دوباره میچرخد و آهنگ را از اول پخش میکند» -گوست☕️
به کجا قرار است برویم؟ زمانی که دنیا را نجات میدهیم قرار است از کجا سر در بیاوریم؟ آیا این جزر و مد وهمآلود اجازه میدهد که وقتی درون عمقش غرق شدهایم، به چیزی متعلق به زندگیمان چنگ بزنیم و آن را حفظ کنیم؟ آن هم انتهای این گردابی که برای رسیدن به آن از جان مایه گذاشتهایم؟ -گوست ☕️
"اسم تو چیه کوچولو؟ " " من؟ من اسمی ندارم" " چرا؟ همه یه اسم دارن " "خب، من ندارم" " پس خودم برات یه اسم میذارم" " چرا؟ " " چون یه انسانی...آدما اسم دارن " " کاش به جای اسم، احساس داشتن " «غوطهور درگردابی از زمان» -گوست☕️
نقدها