آملیا
بین اسب ها مسابقه ای پرشور برگزار شد. همه حیوانات، اطراف میدان مسابقه صف کشیده و هرکدام، درحال تشویق و تشویش بودند؛ اما در ان میان موش کوری هم نشسته بود که به دلیل کور بودنش، نمیتوانست ان مسابقه هیجان انگیز را تماشا کند و فقط به تشویق اطافیانش گوش میداد.
حدودا چهار دقیقه از شروع مسابقه گذشته بود که جغدی آمد و کنار موش کور نشست. جغد میدانست که موش کور قادر به دیدن مسابقه نسیت پس شروع کرد به گفتن درباره مسابقه آن هم با جزئیاتی که با چشم عادی هم قابل دیدن نبود! موش کور چنان از این کار جغد خوشحال شده بود که مدام بین حرف ها و توصیفات جغد، از او تشکر میکرد...
و این بود شروع دوستی زیبای موش کور و جغد.
8پسند3نظر0