مرلین
امروز عصر وقتی توی اتاقم خوابید بودم صدای بارون و ردبرق میشنیدم و رمان میخوندم و یک دفعه رمان خوندم متوقف کردم فهمیدم یکی از پشت پنجره موسیقی گذاشته موسیقی بی کلام که با پیانو بود دقیقه سبک موردعلاقه ام همچیز دل پذیر بود فهمیدم شاید این بهترین لحظه عمرم باشه
8پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.