مرا در آغوش بگیر، ای تنها پناهگاه امن من در این دنیای پرهیاهو. دستانت را به دورم حلقه کن و مرا در حصار گرم و آرامشبخش خودت پنهان کن. بگذار در این آغوش، تمام ترسها و دغدغههایم محو شوند و تنها احساس امنیت و آرامشی ناب را تجربه کنم. همانطور که یک کشتی در طوفان به ساحل امن خود پناه میبرد، من نیز در آغوش تو آرام میگیرم...
دستهایت را حلقه کن دور وجودم و مرا از این گردابِ بیرحمِ دنیا بیرون بکش.. در آغوشت، مرا آنچنان محکم بفشار که گویی میخواهی تمامِ تار و پودِ این جهانِ خشن را از وجودم جدا کنی و فقط من و تو باقی بمانیم.. چنان فشاری که استخوانهایم از هم گسسته شوند و توانِ حرکت کردن، توانِ حتی اندیشیدن به درد و رنج را از من بگیرند ، آنقدر محکم ، که هیچکس نتواند حتی سایهی خویش را به من نزدیک کند . و قول بده هیچوقت مرا از این آغوش جدا نکنی . .