چرا گفتی میرویم؟ انجام میدهیم!
چرا گفتی که خواهی ماند در حالی که حتی مطمئن نبودی که فردا زندهای؟
من را مسخره خود کردی؟ یا فکر نمیکردی به این سادگی در مشتهایت جا شوم؟
میخواستی جلو روی و من رفتم و منتظرت بودم، عقب ماندی
و من همانجا ایستادم و حالا فقط میخواهم که همانجا منتظر باشم.
میخواهم تو را لعنت کنم، تو را از زندگی محو کنم، از خاطرات، صدایت را فراموش کنم و بگویم که اگر دیگر در زندگی نباشی نخواهم مرد، بدبخت نخواهم شد.
نقدها
بعضی از سوالات به طور بی رحمانه ای تا ابد بدون پاسخ می مانند! درست مانند نامه ای مفقود شده درخاک که هیچ وقت خوانده نمیشود...
عیوای قلبم گیژ گیژ کرد ...
چرا گفتی میرویم؟ انجام میدهیم! چرا گفتی که خواهی ماند در حالی که حتی مطمئن نبودی که فردا زندهای؟ من را مسخره خود کردی؟ یا فکر نمیکردی به این سادگی در مشتهایت جا شوم؟ میخواستی جلو روی و من رفتم و منتظرت بودم، عقب ماندی
برگام..
و من همانجا ایستادم و حالا فقط میخواهم که همانجا منتظر باشم. میخواهم تو را لعنت کنم، تو را از زندگی محو کنم، از خاطرات، صدایت را فراموش کنم و بگویم که اگر دیگر در زندگی نباشی نخواهم مرد، بدبخت نخواهم شد.