نَوا …
با خنده نگاهش کردم : چرا همه چی انقدر عجیب شده؟
اهمیتی به چشمان پر سوالش ندادم و در حالی که اشک هایم را پس می زدم گفتم : نمیدونم چی درسته چی غلطه …فقط می دونم باید برای هدفم بجنگم اما حتی نمی دونم بهش می رسم یا نه
ارام گفت : سخته …خیلی سخته
7پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.