نه چایی اش را میخورد و نه میگذارد من بخورم.دستم را آرام به طرف فنجانش دراز میکنم که همانطور خیره به رو به رویش هست،یکی میزند به پشت دستم.آهی میکشد:《اگه من مردم،قول بده فراموشم نمیکنی.》
10پسند2نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
پشت دستم را میمالم:《مگه میشه تو و محبت هاتو آدم یادش بره؟》که یکی میزند پشت گردنم:《آدم توی این مواقع باید بگه دور از جون!》
جوری که قشنگ سیر داستانی رو پیش میبری 🤝