کشمش های عدس پلویش را جدا میکند و میگوید:《من تو زندگیم مثل کشمشم.کسی نمیخواد.همه جدام میکنن.کسی دوست نداره...》 که کشمشی را ازش میقاپم و میخورم:《بهتر.کشمش شیرین سهم من میشه...♡》
14پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.