هشت روز مانده تا سال هزار و چهارصد و پنج،
اما دل من هنوز در کوچههای هزار و چهارصد و سه گم مانده است ؛
دقیقا آنجا که داستان با یک سوالِ ساده شروع شد . .
عشقش، مثل تاریخ، هنوز ورق نخورده
در من مانده است . . ! : )
9پسند3نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
دقیقا پنج روز به سال هزار و چهارصد و پنج مانده اما من هنوز دلم پیش آن کسی است که در سال هزار چهارصد و سه عاشقش شدم
اون کسی که تو چهارصد و سه عاشقش شدی دورتبگرده الهی
اوخ خودا
کاش جای اون بودم .. ولی خب به هر حال دوسِت دارم ، قلب منی
اخی عزیزم . مرسی . گریه کن.