سٰایه؛
دررشتههایذهنشغرقشدهبودکهناگهانآواییآرامدر
فضاپخششد"قهوهاتسردنشهدخترکوچولویمن!
بالبخندیگشادسرشرابرگرداند،برگشتی؟
اما..اما تنهابادبودکهبرصندلیِخالیروبهرویش نشسته
وعطرِاوراباخومیبردلبخندشکستوبدترازقبلفروریخت.
«برایمتنِغزلِعزیز»
16پسند2نقد0
نقدها
وااایییی عالی شدههههه🥹🧡
قربونِشماگلدختر:)
این داستانک رو میپرستم✨
عیجااانبگردمتبوث✨️😭🎀