تشویش19 اسفند 1404برای معشوقت شعری بخوان ..... شروع کرد « عشق و باد و باران عشوه های بس فراوان میرود در دل باران رقص رقصان به یاد یارِ یاران » یاری نداشت به گمانم دیوانه شده بود7پسند1نظر0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن