نورا
ساعتو شکوندم. دقیقا دیروز که عقربه بزرگه روی دوازده ایستاد و عقربه کوچک رو دو بعد اظهر. بعد شمع بیست سالگیو از رو کیک برداشتمو و کیکو گاز زدم. دیگه نمیخوام مطابق این عددا زندگی کنم.
طعم شیرین کیک منو یاد طعم تموم لحظاتی میندازه که قند تو دلم آب کردن
9پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.