خسته بود.دلش میخواست که دست کند و پنبه را از گوش های عده ای در آورد؛ولی فقط توانست یک چیز بنویسد:《مدعیان ! آریایی جماعت کِی از حمله اجنبی و دست درازی به خاک وطنش خوشحال میشد؟؟》بغضش را قورت داد؛چون درد بی پدری هم بدجور میسوزاندش💔
13پسند3نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
مارو که از آمریکا و شهادت ترسی نیست .
شما هم به رقصتون در حالی که مردم عادی دارن جون میدن ادامه بدید و همینطور ساکت باشید که انگار کسی که آمریکا بزنه به چشمتون ارزش عزاداری نداره .
نقدها
و ناگهان موشکی از راه رسید 😂
مارو که از آمریکا و شهادت ترسی نیست . شما هم به رقصتون در حالی که مردم عادی دارن جون میدن ادامه بدید و همینطور ساکت باشید که انگار کسی که آمریکا بزنه به چشمتون ارزش عزاداری نداره .
باشه 😂
بردیا عشقی😂
روز قیامت که شد و همه مردن، برو تو آتیش جهنم برامون بندری برقص😂
آخی نکن تو وطن دوستی