شارلوت
رک بگویم . . از همه رنجیده ام !
از غریب و آشنا ترسیده ام ..
با مرام و معرفت بیگانه اند ؛
من به هر سازی که شد رقصیده ام !
در زمستان سکوتم بار ها . .
با نگاه سردتان لرزیده ام ؛
ردپای مهربانی نیست . . نیست
من تمام کوچه ها را دیده ام . .
-مِھ
9پسند0نظر0