نَوا …
-چرا اين كار رو كردى ؟
لبخند دندان نمايى مى زند ...نميدانم چرا
اما كمى وهم اور است مخصوصا زخم بزرگ دو طرف لب هايش كه انگار پاره شده بود و قطره قطره خون چکه مى كرد باخنده انگشتان خونى اش را لیس زد و گفت : نمی دونم ولى خيلى خوشمزه بود
9پسند0نقد1
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.