نَوا …
قدم می زنم …میان خاطرات ، میان شادی ها ، میان غم ها …بعضی ها را می بینم که همواره در حال دوندگی هستند ؛ مانند من قدم نمی زنند
گویا انها میخواهند زود به خط پایان برسند؛به دنبال ردی از ارامش اما ما فراموش کردیم ارامش یعنی قدم زدن و غرق شدن در قدم ها
8پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.