چشمان غمگینش خیره ام است : اینجوری نباش ،
دلم می ریزه
خیره به ماه عظیم بالای سرمان لب باز میکنم : انگار بین گذشت و اینده آواره ام ؛ دلم میخواد توی «حال» رنج بکشم
اما مطیع «گذشته و اینده ام » نباشم
دارم نابود می شم …انگار مهره بازیشونم
10پسند0نظر1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.