نَوا …
پکی عمیق به سیگارش زد و درحالی که به دود رقصان ان خیره بود گفت : شاید برای همین خدا ما رو تنها افرید …میخواست تنهایی رو بلد باشیم … شاید راه رسیدن به ارامش و موفیقت روبه رویی با تنهایی و رفیق شدن باهاشه
_اره …اگه اسون بود همه الان برنده بودن
و سکوت
10پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.