ان ها مى گفتند قدرت … می گفتند توان
اما من مى دانستم اين یک نفرين است
شنيدن درد هايشان ، ديدن روح فلک زده اشان در حالى كه هيج كس ديكَر نخواهد دید
آرى من زاده ى نفرينم ، زاده ديدن و حس كردن رنج
هايشان
7پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.