کلارآ05 تیر 1404دلم تنگه برای خندههایی که در غروبهای بیصدا جا گذاشتم، نگاههای بیقرار، عطر خاطرههایی که هنوز زیر پوست شبهایم جریان دارند؛ ای کاش میشد دوباره بود.18پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.