نَوا …
لحن تمسخر امیزشان تمام جانم را می سوزاند
دل شکسته ام به حال خودش زار می زند و بغضی به اندازه سیب کرم خورده در گلویم گیر کرده است
شاید موقع ریختن مو و ابروهایم این گونه نسوخته بودم
اما نمک پاشیدن بر روی زخم هایم است شنیدن «کچل چندش اور »
7پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.