از تکان صندلی متوجه شدم روحش در اتاق حضور دارد، این همان روحی بود که دوران بچگی دنبالم میکردو درخواستی از من داشت. یک روز که از فرار کردن خسته شدم از او پرسیدم که از جان من چی میخواهی؟ صدایی گفت: در جست و جوی هم صحبتم.
11پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.