اخم هایش در هم امیخته شده بود و نگاه سردش لرزه بر نگاه گرم و عمیق من می انداخت .
تناقص نگاهمان پر از حکایت های غمگین بود
من گرم و شیدا
او سرد و خموش
گاهی دلم می خواست بدانم چه کسی این تناقص های بی رحم را پدید اورده ؟
5پسند0نقد1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.