من
کسی نبود که از گرگ نترسه. نه آهو نه شغال!
آهو هر لحظه آرزو میکرد که گرگ پیر بمیره.
توی چشمای آهو دندان سفید و تیز گرگ پیدا بود . تیزی آنهارا روی گردنش حس می کرد. حتی از آن فاصله.جالبه. چون اگر گرگ پیر زنده نبود آهو میفهمید که دندان های شغالم تیزن
7پسند0نظر0