نفس
گره خوردهام دور گردنم به بند ناف نبریدهی روزگار
نخ قرمزِ سرنوشت سخت پوستِ سفیدم را کبود میکند
هزار و یک بار نوزاد میشوم تا حق زندگی را از دهانِ زمان بِمکم هر بار زمان به عقب میپرد وارونه میشوم مانند رویای فروخورده در آیینه
6پسند0نظر0