نفس
زنی بالغ
آبستن وطن
پرستو ها میان گیس هایش
و گربه ای باستانی راهنمای او بود
کلوپاترایی که
جام زهر در گلویش گیر کرد
میان مستی و هستی
و تنش هرزه هیچ مردی نشد
نامش هروز به خاری رفت
و با سیلی
به خشکسالی باز گشت
که بال های دریاچه های خشکش
هیچ ا
7پسند0نظر0