کسی از چهره کوه به داغ دل دیوانه نبود
چه فریاد ها چه فرهاد ها در دلش مدفون شد
ای صبور صنوبری که بادها قصهی شبهای بیخوابشان را در گوش مهتاب میخوانند
و هنوز اندوه عشقهای ناکام در شیارهای سنگیات میتپد
4پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.