تشویش
ان روز در مهمانی شنیده بودم که میگفتند او با زنی به اتاقی رفته .گرچه من فقط به اسم همسر او بودم و او من را یک بار هم به نام صدا نکرده بود ولی ان شب انتظار داشتم برگردد به قصر و بگوید«نگران نباش » یا مثل همیشه بگوید«خانم اتفاقی نیفتاده » ولی نیامد
10پسند1نقد0
نقدها
عالی می شد اگه توی نوشته هات کلمات " آ " کلاه دار رو درست می نوشتی..
همیشه بخاطر آ معلم های فارسی بهم گیر میدن شاید باید از این به بعد درست بنویسم 🙄