تشویش
عشق مانند قفس است ، در قفس به روی پرندگان باز است و در اخر پرندگان اسیر قفس میشوند . هیچ چیزی در فقر زیبا نیست حتی عشق هیچ چیزی عاشقانه نیست حتی بوسه ای میان باران پس پرندگان باید میان درخشش در قفس طلایی و زندانی بودن در قفس چوبی انتخاب کنند
16پسند6نقد0
نقدها
نامردیه
چی نامردی هست ؟ انتخاب یا عاشق شدن
فقر در ذهن ما انسان هاست وگرنه لب همانست و بوسه همان.
زندگی سخت تر از انست که بشود به جای نان بوسه خورد و به جای اب عشق نوشید عشقی که تو را به کمال نرساند به دره ای میکشاند بی انتها
چرا در این وادی گیر افتادی؟ راستش را بخواهی خارج از این قفس نچندان پر و لعابت، دیگران وابسته به موقعیت های متفاوت عاشق زندانبان شان هم می شوند. کسی هم یارای ستیز نیست، زیرا زندان بی مهمان زندان بان نمیخواهد! گاهی زندان ها محل خوشبختی و اسایش اند. نکته در انتخاب و کنترل صحیح است، راستش را بگویم خود من هم گاه و گه گاه مایلم در اتاقم را گِل بگیرم تا اخرین ادمیزادش باشم.
به راستی که نارسیس مانند اسمش عشق را تشبیه میکند . لیک گاهی زندانبان،فقس و زندانی همه یک وجود واحد هستند بشر زندانی قفس عشق به خود هست و خودش هم زندانبانی هست که در قفس را بسته نگه میدارد زیرا اگاه هست اگر در قفس باز شود بشر هم با ان از بین میرود