بارها و بارها شکسته بود
هر تکه ریزی از وجودش با ترک های وخیم گوشه ای پاشیده شده بود اما هنوز کسی بود که تکه های ناقصش را با اشک هایش کنار هم بچسباند و در اغوش بگیرد ان تکه های تیز را در حالی که خود اغشته به خون است …
5پسند0نقد1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.