از پشت شیشه کافه به خیابان چشم دوخته بود،دستانش دور فنجان قهوه اش حلقه شده بود،وقتی که خسته شد چشم از خیابان برداشت و به بخار قهوهاش چشم دوخت،زیر لب با خود تکرار کرد اگر میخواست میآمد.
5پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.