♡نورماه♡17 آبان 1404باناامیدی فریادزد:(امدم جبران کنم....) نگاهم را از اون گرفتم باران همچنان میبارید زیر لب زمزمه کردم:(خیلی دیر رسیدی...خیلی دیر شد برای جبران....)7پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.