رافتلیا،
آمدم بگویم من آن چنان که در افکارتان میگنجد نیستم،اما چشمان زیادی رویم بود.طنین صدای مسخره کردنشون در گوشم می پیچید.و من را از کلام منع میکرد.
متنفرم از آنکه نمیتوانم مثل مردم افکارم را به زبان بیاورم و از خود دفاع کنم.به عبارتی دیگر،از خود تنفر دارم
2پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.