بعد از یه روز سخت می خواستن استراحت کنند، ولی یکیشون فوبیای تاریکی داشت و اون یکی با نور خوابش نمی برد
هیچ وقت نفهمیدن چجوری مشکلشونو حل کنند چون همیشه اونقدر دعوا و بحث میکردن که بیهوش میشدن...
7پسند0نقد1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.